بست شیخ طبرسی

حرم به معنی مکانی امن است که حرمت دارد به گونه ای که اگر مجرمی به آن جا پناه می برد ، او را دستگیر نمی کردند و منتظر می ماندن تا از تحصن و بست نشینی خارج شود . اصطلاح بست نشینی در گذشته به کار می رفت و به معنی پناه جستن و متحصن شدن در مکانی مذهبی بود .بست در لغت به معنی بستن ، گره و جای تحصن است ؛ یعنی محلی که مردم به هنگام اتهام و ترس به آن جا پناه می بردند مثل اماکن مذهبی و مقدس و نیز خانه علما و بزرگان . در گذشته به دلایل مختلف بست نشینی می کردند و همه آن ها مجرم نبودند بلکه اکثرا برای احقاق حق و به نشانه اعتراض به ظلم و این چنیین مسائلی تحصن می کردند .
 
خلاصه اینکه بست نشینی دارای سابقه و پیشینه طولانی است و در دوره صفویه خیابان هایی در غرب و شرق صحن عتیق احداث شد و دو محوطه در شرق و غرب حرم که متصل به صحن حرم بود ایجاد شد که به تدریج به محلی برای بست نشینی و تحصن تبدیل گردید .حرم مطهر رضوی دارای هشت بست می باشد .

بست شیخ طبرسی

یکی از ورودی های اصلی تشرف به حرم امام هشتم (ع) ، بست شیخ طبرسی بوده که در قسمت شمالی صحن انقلاب قرار دارد و به خیابان طبرسی متصل می شود . بعد از پیروزی انقلاب این بست ، به عنوان ورودی برای اهالی خیابان طبرسی گشوده شد . دو عالم بزرگ یعنی شیخ حر عاملی و حسنعلی نخودکی در  دروازه ورودی این بست به صحن انقلاب به خاک سپرده شده اند . سردر طبرسی دارای 51 غرفه است که سردر میانی آن حدود 25 متر با طول دهانه حدود 13 متر است و این سازه بتنی و فلزی بوده و با سنگ و کاشی های معرق تزئین شده است .
 
در زمان شاه عباس صفوی ، وی در رابطه با موضوعی نذر می کند و برای ادای نظرش با پای پیاده از اصفهان تا مشهد را طی می کند ؛ وقتی به مشهد می رسد از سمت بست شیخ طبرسی کنونی که در حال ورود به حرم بود ؛ با شخصی نابینا که در آنجا گدایی می کرد ، روبه رو شد و به او گفت : چه مدت است که در این جا گدایی می کنی ؟ آن مرد پاسخ داد که از وقتی به دنیا آمدم کارم همین است . شاه عباس به او گفت در سفر بعدی ام اگر تو را در اینجا ببینم که در حال گدایی هستی دستور می دهم که گردنت را بزنند . بعد از این ماجرا آن مرد نابینا دست دعا برای شفای خود برمی دارد و از امام رضا (ع) کمک می خواهد و در نهایت چشمانش بینا می شود و شفا می یابد .
شاه عباس صفوی که دوباره برای زیارت به مشهد می آید می بیند که آن گدای نابینا ، شفا گرفته است در برگشت به اصفهان او را با خود می برد و به مرور آن شخص یکی از سرداران سپاه وی می شود . نام او( الله وردی خان ) بود .
الله وردی خان وصیت کرده بود که او را در حرم امام رضا (ع) به خاک بسپارند و اکنون در پشت پنجره فولاد و در زیر یک گنبد مسی پیکر وی مدفون است .